تبليغاتX
رويا . . . و رویاهاش

رويا . . . و رویاهاش

آری آری ؛ زندگی زیباست / زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست

یا علی (ع)

از پدرم اسمشو ياد گرفتم
وقتي چشام به روي دنيا وا شد

هنوز تو قنداقه بودم "يا علي"
گفت و منو بغل گرفت و پا شد

تو عالم بچگي و سادگي
وقتي غمي دنيامو تاريك مي‌كرد

پدر مي‌گفت يا علي و پا مي‌شد
منو به آسمونا نزديك مي‌كرد

زمزمه ی يا علي و يا علي
از رگ مادرم تو خونم مي‌ريخت

شباي تشنه وقتي شيرم مي‌داد
طعم علي روي زبونم مي‌ريخت

علي كليد خانه ی خدا بود
قفل دل شكسته رو وا مي‌كرد

علي مثِ فرشته‌هاي معصوم
با گريه دنيا رو تماشا مي‌كرد

ماه شباي مشق بچگي‌هام
عكس علي بود كه تو چشمه مي‌ريخت

وقتي علي رو مي‌نوشتم رو خط
نام علي برام كرشمه مي‌ريخت



(آقای عبدالجبار کاکایی)

 

شهادت امام اول ، حضرت علی (ع) بر همه ی دوستان عزیزم تسلیت باد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 23:59  توسط رویا  | 

شادي


سلام دوست جوناي مهربونم

با اين كه تابستونه و مدارس تعطيله و من هم وقتم زياده ولي نمي دونم چطور نتونستم تا حالا بيام و پست جديد بزنم . الان هم چند روزه كه اميرمحمد پسر خاله ي خوبم كه هم سن خودمه از اصفهان اومده و خلاصه كلي سرمون گرم شده .حالا به جاي اين غيبت طولانيم شما رو دعوت مي كنم به خوندن يك شعر قشنگ از آقاي افشين علاء .

 


گر چه دنياي ما غصه دار است
در دلش گر چه جز درد و غم نيست
باز هم مي شود زندگي كرد
باز هم جاي پرواز كم نيست

مي شود در دل تيره ي خاك
باز هم بذر شادي بپاشيم
مي شود با كمال صداقت
با همه صاف و رو راست باشيم

مي شود باغ را مثل نارنج
در دل سرد پاييز خنداند
مي شود سنگ را قلقلك داد
مي شود كوه را نيز خنداند

گر چه دنياي ما غصه دار است
گر چه دلهاي مردم غمين است
باز هم مي شود زندگي كرد
در جهاني كه نامش زمين است

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:59  توسط رویا  | 

روی تخته سیاه

زنگ خورد

ناظم صبح آمد سر صف

توی برنامه ی صبحگاهی رو به خورشید گفت :

باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد

و کتاب شب پیش را

ماه

با خودش برد

آی خورشید

روی این آسمان

روی تخته سیاه جهان

با گچ نور بنویس :

زیر این گنبد گرد و کور و کبود

آدمی زاد هرگز

دانش آموز خوبی نبود

 

« خانم عرفان نظرآهاری »

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:8  توسط رویا  |