روزت مبارک ، مامانی مهربون و خوشگلم

یه آسمون ستاره

یه باغ پر از نسترن

قد یه رنگین کمون

از زمین تا آسمون

دوستت دارم مامان جون

مامان جون مهربون

به به چه روز خوبیه امروز

امروز روز تولد حضرت فاطمه هست و روز مادر

روزی که فقط یک روزه در سال . در حالی که مامانای مهربون ما شبانه روز برای ما زحمت می کشن . پس خیلی باید قدرشونو بدونیم و بهشون احترام بذاریم .

 

 

دوست جونای خوب و مهربونم حتما خبر دارید که مامان بزرگم مدتیه که مریضه و الان به جای این که تو خونه باشه و همه ی ما پیشش باشیم توی بیمارستان بستریه . من هر روز به عیادتش رفتم و هر شب و روز براش دعا کردم . از شماها هم می خوام که براش دعا کنید .

                                                                             

آخه نمی دونید که اینقده مهربونه ، اینقده مهربونه که اگه ببینیدش عاشقش می شید . مامی هم از بس که غصه مامان بزرگو می خوره حالش زیاد خوب نیست . الهی همه مامانا خوب و سلامت باشن . پس بیاین با هم دستامونو بگیریم بالا و براشون دعا کنیم :

خدا جونم ، خدای خوب و مهربون و قشنگم ، همه ی بزرگترا رو نگه دار . همه ی مریضا رو شفا بده . مامان بزرگ منم شفا بده . تا مامانی قشنگم خیالش راحت بشه و هی گریه نکنه .

خدا جون ما بچه ها خیلی دوستت داریم . می دونیم که به حرف ما گوش می کنی . البته تو خیلی مهربونی و به حرف همه ی بنده ها و آفریده هات توجه می کنی . واقعا نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم که اینقدر به ما محبت می کنی .

مامانی جونم روزت

مبارررررررررررررررررررک

 

بخوانید و بخندید  :))


 بچه شلوغ


يک روز یک بچه خيلي شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازي کند. پس از چند ساعت برميگردد . مامانش مي پرسد : بچه آرامي بودي ؟ پسرک مي گوید : بله مامان . حتي مامان دوستم از رفتن من خيلي خوشحال شد . مامان پسرک مي پرسد : از کجا فهميدي ؟ پسرک مي گوید : آخر وقتي زنگ در خانه شان را زدم ، مامان دوستم گفت : به به به ! فقط جنابعالي را کم داشتيم  .  


 دزدي هواپيما


بچه : بابا , هواپيماي به اين بزرگي را چطور مي دزدند؟

 پدر : اول صبر مي كنند برود بالا, كوچك كه شد بعد مي دزدنش !!!!  


 


 وقت ناهار


مهمان آهسته به پسر صاحبخانه : پسرجان شما كي ناهار مي خوريد ؟

پسر: مامانم گفت هروقت شما رفتيد !!!!  


 


 گل چيدن


پسرم اين گلها را از كجا آوردي ؟

پسر : از باغ همسایه چيدم .

همسایه مي داند كه گلها را چيدي ؟

پسر: پس چي كه ميداند , تا همين دم در داشت دنبالم مي دويد !!!!! 


 


 شكمو


يک روز يک شكمو مي رود لب دريا  ، عينک دودي مي زند و مي گوید :

 ااااااااااااااه چقدر نوشابه !!! 


 


 كمك به مردم زلزله زده


يك بار مردي يك كاميون خط كش به مردم زلزله زده كمك مي كند . از او مي پرسند : براي چه خط كش فرستادي ؟

 گفت : براي اينكه عمق فاجعه را اندازه بگيرند .


 


 دروغ لاک پشت                                         

 

به لاک پشت مي گويند : يك دروغ بگو 

 مي گوید : دويدم و دويدم !!!  

 


 


                                           

راستی این عکسا رو خودم از پارک دولفینای کیش گرفتم . البته هیچکدومش دولفین نیست .

می دونین چرا ؟ چون دولفینا از دور دیده می شن و نمی شه ازشون عکس گرفت . و اگه خودم می خواستم با یکیشون یه دونه عکس بگیرم باید ۱۵۰۰۰ تومن می دادم . جالبه نه ؟!!!

       (   اینم خودم  )