از پدرم اسمشو ياد گرفتم
وقتي چشام به روي دنيا وا شد

هنوز تو قنداقه بودم "يا علي"
گفت و منو بغل گرفت و پا شد

تو عالم بچگي و سادگي
وقتي غمي دنيامو تاريك مي‌كرد

پدر مي‌گفت يا علي و پا مي‌شد
منو به آسمونا نزديك مي‌كرد

زمزمه ی يا علي و يا علي
از رگ مادرم تو خونم مي‌ريخت

شباي تشنه وقتي شيرم مي‌داد
طعم علي روي زبونم مي‌ريخت

علي كليد خانه ی خدا بود
قفل دل شكسته رو وا مي‌كرد

علي مثِ فرشته‌هاي معصوم
با گريه دنيا رو تماشا مي‌كرد

ماه شباي مشق بچگي‌هام
عكس علي بود كه تو چشمه مي‌ريخت

وقتي علي رو مي‌نوشتم رو خط
نام علي برام كرشمه مي‌ريخت



(آقای عبدالجبار کاکایی)

 

شهادت امام اول ، حضرت علی (ع) بر همه ی دوستان عزیزم تسلیت باد